![]() |
![]() |
|
| پراکنده |
|
نمیدونم شاید دوستی فقط کاوه باشه تو جسدهای شیشه ای یا رحیم یا سروش احمد
نمیدونم ولی من هیچ وقت تجربش نکردم مثل داستانای اسطورم شدم(صادق هدایت) هر چند همه ما مثل داستانای هدایت زندگی میکنیم نمیدونم چرا وقتی با همه هستم با هیشکی نیستم؟؟ نمیدونم شاید دوستی که ساعت ها بشه با اون از ادبیاتو سینما گفت نیستن همیشه فکر میکردم خنجر چه شکلی هستش هر چند فکر برای بچگی هاست الان دیگه معنیشو میدونم حتی دردشم کشیدم مثل این که درد کشیدن عادتمون شده!! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 21:4 توسط ترمه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
این منم همیشه دریا دختر کتاب گیتار عاشق سرباز گمنام اول صف واسه قصه
قصه های بی طر ف دار حالا تو خونه زمین گیر ته خط گوشه دیوار!! |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1387 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 |
|
RSS
|